من و تنهایی تمام نشدنی...!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:24
دیگه می خواین چی رو ازم بگیرین؟؟ خرسم،سیگارم،صندلی،طناب،دوستام،.. همشون گرفتین دیگه چی می خواین؟؟ دیگه هیچی برام نمونده!! هیچی!! خسته شدم!!!خسته!!!!!!!!!!!!!!!!
من و سیگار تنهایی...!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:20
تنها دوستی که برام مونده سیگاره!! اونم به زودی تنهام می ذاره،چرا کسی پیشم نمی مونه حتی سیگار،اون دردمو ساکت می کرد!! بدون اون چی کار کنم؟؟؟؟ چی کار؟؟؟
من و فرار خوش حال کننده..!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:15
من خوش حالم!! فرار کردم،از دست تنهاییی،اون دیگه منو پیدا نمی کنه چه خوب!! خوش حالم،من اینجا رو دوست دارم!!!
من و دریای مهربون....!!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:13
می گن دریا نامرده!!ادمو با خودش می بره طوری که نمی فهمی و غرق می شی!! من دریا رو دوست دارم چون می خواد منو با خودش ببره تا از شر این زندگی پر از تنهایی خلاص شم!!چه خوب!!دوست خوبم دریا منو با خودت به جاهای دوری ببر!!
من و زندگی مثلا خوش بختم.....!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:04
دیگه خسته شدم از بس همه چیز که گفتم ونگفتم برام تهیه شد،همه فکر می کنن داشتن پول باعث خوش بختی می شه نه،اونایی هم که می گن دوست دارن بخاطر خودت نیست بخاطر مال و ثروت هست،من مشکلم تنهاییه دلم می خواست هیچ پولی نداشتم فقط تنها نباشم یا کسی رو داشتم که منو دوست داره نه مال و ثروتمو....!!!!!
من و تنهایی فقط یه ارزو داریم....!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 17:51
دوست دارم ادما پیشم باشن تنهام نذارن همه فکر می کنن من شادم اما زیر لبخندم یه غم بزرگه، بزرگ اونم تنهایی!! دوست دارم وقتی دستمو بر داشتم چشما مو باز کردم کلی ادم ببینم که دستشونو به طرف من دراز کردن و می خوان کمکم کنن!! اما چنین اتفاقی امکان پذیر نیست،وقتی چشمامو باز می کنم کلی دست می بینم که مال ز...
من و ارزویم پرواز...!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 17:44
همیشه می خواستم پرواز کنم،بدون کمک کسی،بدون وسیله ای!!یعنی امروز همون روزیه که می خوام پروازکنم یا بازم رویای همیشگیمه نه واقعیه می خوام برم اون بالا بالا ها اما من زیر قولم زدم با کمک یه تتناب و صندلی روحمو به اسمونا رسوندم،الان همه من و اون پایین می شناسن و دارن برام گریه می کنن اما نمی دونن من ا...
من و این سیب سمی...!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:04
چرا من باید زندگی کنم؟ اصلا بایدی هست؟فکر نمی کنم؟! من دیگه از تنهایی خسنه شدم خسته می خوام بااین سیب یه زندگی جدیدو شروع! می تونم؟این سیب منو به اون چیزی که می خوام می رسونه نه؟بلا اخره از تنهایی راحت می شم!
من و فکرم..!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:07
همیشه یه جا می شینم و به زمین خیره می شم،خیلی فکر می کنم فکرای جور واجور من فقط می خوام تنهایی هامو پر کنم....!!!
من و یه جای دور...!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 18:06
می خوام برم یه جای دور خیلی خیلی دور جایی که بتونم خودمو توش پیدا کنم بدونم کیم،اما نمی دونم که اینجا ی دور کجاست،کجا باید دنبالش بگردم؟؟؟؟ کجا؟؟؟
من و قلب پنهانم..!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 17:17
می خوام قلبم و پنهان کنم تا کسی احساسم و نفهمه ولی قلبم نمی زاره می گه این کارو نکن ولی من اونو دور از همه نگه می دارم اما با این کار خودمو تنها می کنم،تنهای تنها..!!!!
من و حیوونا...!!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 17:10
هر وقت حیونی بزرگ کردم یه بلایی سرش اومد از این به بعد دارم سعی می کنم ازشون فاصله بگیرم و از دور دست ها نازشون کنم و بهشون بگم دوسشون دارم اما انگار اونا نمی خوان از من دور باشن ولی من می خوام اونا اسیب نبینن...!!!
من و خرسم...!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 17:05
تنها کسی که راز های منو می دونه و به کسی نمی گه، همیشه با منه ،زیر قولش نمی زنه ،موقع خنده،گریه و شادی هام باهامه،همیشه هم دردمه،همیشه ساکت و فقط بهم نگاه می کنه و بهم گوش می ده،درکم می کنه،ازم سوال نمی پرسه و خودش دردمو می دونه این انسان نیست عروسکمه که 7 ساله دارمش و با تمام وجود دوسش دارم...!!!
خرگوش من..!!
-
تاریخ: 1392/3/18 ساعت: 16:57
کوچیک که بودم دو تا خرگوش داشتم علافه ی زیادی بهشون داشتم همیشه باهم بازی می کردیم ظهرا پیشم می خوابیدن....! اسماشون (انالیز)و(نازگوش)بود.هر دوتاشون دختر بودن،خیلی هم دیگرو دوست داشتن!! اونا شبا توی قفس می خوابیدن صبح ها میومدن بیرون،یه روز خواب بودم دیدم صدا میاد بلند شدم رفتم دیدم نازگوش همش خود...