من و توییم!! - تاریخ: 1392/4/19 ساعت: 21:02
 
من و عاشقانه هایم!! - تاریخ: 1392/4/19 ساعت: 20:59
 عــاشقــانـه هــایـم تــمـامـی نــدارنــد ! وقــتـی... تـــــــــو.. بـــــــــهـتـریـن "اتــــــفـاق"زنــدگـی ام هستی.  
من و ماهی شدم!! - تاریخ: 1392/4/19 ساعت: 20:57
 به سمت من که می‌آیی شبیه ماهی ای می‌شوم که از شادی در تُنگِ خودش نمی‌گنجد می پرد بیرون ‌و در هوای تو، غرق می شود !  
من و تو!! - تاریخ: 1392/4/19 ساعت: 20:55
 چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد جز تو  
من و احساساتم!! - تاریخ: 1392/4/19 ساعت: 20:53
 هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست ..... که یک نفر احساست را بفهـــــــــمه .... بدون اینکه مجبورش کنی    
من و نتیجه ی فکرم..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:57
 امروز فکرهایم را کردم. می خواهم او را ببینم.می خواهم حرف هایم را به او بزنم!!
من و اتفاق عجیب..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:54
 امروز کسی را دیدم.او به من گفت دوستم دارد.چه کار کنم.یعنی باور کنم؟ قبول کنم؟ نمی دانم! می خواهم فکر کنم!!
من و روز خوش حالیم..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:44
 امروز هم به کنار دریا امدم.اما امروز متفاوت است.خوش حالم و قلبم درمان شده است.حالا دیگر به تو فکر نمی کنم.تو را از یاد بردم.این را مدیون دریا هستم!!
من و دریا..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:36
 امروز به کنار دریا امدم تا با او درد و دل کنم تا خودم را خالی کنم.دریا من را اروم می کند!!
من و کتاب..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:30
 دارم تنهاییم را با کتاب خواندن می گذرانم قلبم کمی درمان شده خوش حالم.خوش حال! اما بعضی وقتا یاد تو می افتم نمی دانم چرا؟!؟! اما سعی می کنم حواسم را به کتاب جمع کنم!  
من و کتاب..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 21:30
 دارم تنهاییم را با کتاب خواندن می گذرانم قلبم کمی درمان شده خوش حالم.خوش حال! اما بعضی وقتا یاد تو می افتم نمی دانم چرا؟!؟! اما سعی می کنم حواسم را به کتاب جمع کنم!  
من و کوله بار تنهایی...!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:55
 دیگر دارم سعی می کنم با تنهایی کنار بیایم!! می خواهم فراموشت کنم!! با تنهاییم زندگی کنم!! می خواهم قلبم را درمان کنم ان هم با تنهایی!!!!
من وقلب شکسته ام..!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:53
با قلبم چه کنم؟ ان را شکستی!! تکه تکه اش کردی!! نمی توانم ان صحنه را از یاد ببرم!! حالا چه کار کنم!!!؟؟؟؟؟
من و صحنه ای که نباید ان را می دیدم...!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:49
حس عجیبی دارم،حس می کنم قلبم تکه تکه شده است،من تو را با او دیدم،چرا با او،قلبم شکست،روز ها و شب ها منتظرت بودم اما تو با او خوش حال بودی! من چه احمقی هستم!!!!
من و دریایی که خودم را به او دادم...!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:45
 دیدید؟ گفته بودم! خودم را به دریا سپردم! امروز روز پایان زندگیست،امروز!!!!
من و اشک هایی که پنهانشان می کنم..!!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:41
 من گریه نمی کنم،دنبال جایی می گردم که خودم را خالی کنم اما نمی دانم انجا کجاست،نمی خواهم کسی اشک هایم را ببیند،نمی خواهم!!!
من و تنهایی کسل کننده...!! - تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 6:33
 از این تنهایی خسته شده ام،همه کار کردم ولی هنوزم تنهایم،دیگر چه کنم؟!؟! از تنهایی تمام کارها برایم مسخره و بی خود شده است،چه کار کنم؟!؟!
من ونیمکت خالی..!! - تاریخ: 1392/3/19 ساعت: 21:24
 من اینجا نشسته ام تنها،ارزو دارم روزی تو در کنارم روی این نیمکت بنشینی! به اسمانی پر ستاره خیره شویم..!! ان روز چه وقتیست؟!؟!  
من و دیدار مخفیانه..!!! - تاریخ: 1392/3/19 ساعت: 21:20
 در اینجا مخفی شده ام،می خواهم تو را ببینم بی انکه بفهمی!! پس کی میایی تا تو راببینم..!!!
من و دریای تنهاییم..! - تاریخ: 1392/3/19 ساعت: 21:15
 بی تو تنهایم،می خاهم  خودم را به دریا بسپارم،اما امید دارم که تو را خواهم دید!!!